
چرخید و چرخید و چرخید و من بعد از یک سال دوباره برگشتم سر جای اول.... پارسال همین موقع همین جا ولی در نقشی متفاوت پارسال که اومده بودم مدرسه ثبت نام کنم و با بهت و حیرت به بچه هایی نگاه می کردم که از ی هفته قبل اومدن مدرسه و تند تند کار می کنن و همه چیز رو آماده می کنن برای روز اول مدرسه،هیچ وقت فک نمی کردم که خودمم سال بعدش قاطی اون بچه ها باشم.... دلم می خواد همه ی روزا مثه امروز باشه....که با وجود 2 روز کار سخت برای آماده کردن پاکت ها و بریدن تمام دستمامون و پا درد و کمر دردامون، بازم خندمون هوا باشه.......
ادامه مطلب